از سر کوی تو هر که به ملامت برود نرود کارش و آخر به خجالت برود
پيرمرد را می پايم ،در آستانه هفتاد سالگی هایش اينبار از تريبون مجلس سخن می گوید .
با من با تو با تاریخی که به رستگاری او شهادت خواهد داد...
شمرده و سرشار از مدارا فرزندانش را فصل الخطاب قرار می دهد .
ای انقلابيون شهر آشوب حزب خدا و ای مجاهدین راه خلق های ستم دیده !
و اکنون زمان زمانه مدارا و شکیباییست .بازگشت آرامش به کشور و پرهیز از برادر کشی .باری بایست که از ترور و اعدام تبری جست.
و افسوس.افسوس که دیگر سخنانش در فضای هیاهوی شوریدگی و عصیان انقلابی از هیچ سوی کارزار انقلاب شنیده نمی شود .
باری همهمه در لابلای صحبت هايش مي پيچد.اين اواخر ديگر نماينده های انقلابی جسارت را به حد اعلا رسانده اند.اندک حرمت سپيدی موی و سابقه مبارزه و معلمی چه زود که فراموش می شود.
مردی در قامت يک روحانی با فرياد به سوی تريبون می شتابد و اينچنين است که ديگر از ياران او نيز کمکی برنمی آيد.
باری مهندس مهدی بازرگان مبارز ملی و اولين نخست وزير منصوب رهبر فقيد انقلاب ،در اولين دوره مجلس شورای اسلامی سيلی مي خورد.
گرمای این سیلی همچنان که همچنان جان انسان های آزاده را می نوازد.
ياد و خاطره مهندس مهدی بازرگان آموزگار علم و دين و اخلاق را گرامی مي دارم.
نطق نیمه تمام مهندس بازرگان در باب انتخابات آزاد مجلس اول شورای اسلامی
نطق نیمه تمام در یوتوب
مهدی بازرگان در ویکی پدیا
فقط یکی بازرگان_مسعود بهنود به نقل از شهروند امروز
پی نوشت نخست)درست در همان روزهای اولی که از مسافرت اخیرم به ایران برگشته بودم وبلاگ سابق فیلتر شده ام به طور مضحکی هک شد.
هکر ارزشی !در بیانیه اعلام جدایی ما از روش سو به انحطاطمان به سبک پیچک انحراف از قول من این چنین می نویسد:
"...بعد از سفرم به ایران و کمی تعمق به این نتیجه رسیدم که من اشتباه کردم بنابراین همینجا در این آخرین پست ضمن اعلام این موضوع و عذر خواهی با همه شما دوستان که در اشتباهات من سهیم بودید خداحافظی می کنم .چشم انتظار روزی هستم که شما هم به اشتباه خود پی برده و از این بیراهه باز گردید."
احمقانه است نه!به خانه ات می آیند از قولت می نویسند و این گونه بی شرمانه توابت می کنند.
و فقط خدا می داند تواب از چه و از پروای که!
این چند خط خاطره و سودای حکمرانی خوب و آزادی که دیگر فیلتر و هک و بگیر و ببند نمی خواهد.
خدا می داند که اینجا بار ها نوشته هایم را تعدیل کرده ام. از روایت تاریخ معاصر که نمایه تعلقات مطالعاتی من است تقریبا صرفنظر کرده ام تا کنون حتی کامنتی از سوی من حذف نشده و مجال برای همه بوده همانقدر که گفته ام لااقل شنیده ام...
آنوقت این گونه در معرض حملات ناجوانمردانه و غیر اخلاقی قرار می گیریم.باری این هم شاید سهم ماست از تمام آنچه بر سرزمین مادری ما می رود و باز چه خوب که فریدون مشیری اینگونه از حال و روز ما روایت میکند:
"نشسته ماه بر گردونه عاج .
به گردون مي رود فرياد امواج .
چراغي داشتم، كردند خاموش،
خروشي داشتم، كردند تاراج ..."
بر ما چه می رود که اینگونه به سرآغاز فصل سرد زندگی رسیده ایم
پی نوشت دیگر)پس از آن افتضاح پرتاب گاز اشک آور در دانشگاه بوعلی سینای همدان با خبر شدم سه تن از دوستان انجمن اسلامی توسط کمیته انضباطی دانشگاه به تعلیق از تحصیل محکوم شده اند.
خبر در خبرنامه بوعلی سینا
همچنین محمد صیادی از اعضای سابق انجمن در دادگاهی بدوی به ۷۸ ماه زندان و پرداخت جریمه نقدی محکوم شده است.
بی شک حکمی این چنینی آن هم برای این رده از فعالان دانشجویی در نوع خود کم سابقه است.از همین فضای کوچک مراتب اعتراض خود را به این رای غیر منصفانه و نا عادلانه اعلام می کنم و قاضی این پرونده و متولیان دستگاه امنیت را به وجدان خویش حوالت می دهم.
این گونه با سرنوشت جوانی که در صداقتش تردیدی نیست برخورد نمودن و حکمی اینچنینی فارغ از هر تناسبی میان بزه احتمالی و جزای مترتب صادر کردن خلاف شرع و قوانین موجود می باشد.
باری سکوت پروای ما نبود نیست نخواهد بود...
پی نوشت آخر) این هم ویدئوی حمایت دانشجویان فعال حقوق بشر در حمایت از کمپین یک میلیون امضا برابری در Amnesty student Conference 2008